عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
298
كشف الحقايق ( فارسى )
صفحه ( 153 ) - بدانكه اگر علت اتصال و انفصال جسم بودى مىبايست كه . . . - ظاهرا مصنف در اين فصل در تحت تاثير ادلهاى كه حكما در مورد تركب جسم از ماده و صورت بيان كردهاند و به برهان « فصل و وصل » مشهور شده است قرار گرفته و استدلالش را براى اثبات وحدت وجود بر مبناى استدلال حكما بنا نهاده است ولى بىگمان در بيان اين برهان و تنظير آن با برهان فصل و وصل اغلاق و تعقيد و يا مسامحهء به نظر مىرسد . و گرنه با آنچه مصنف گفته است توالى فاسده ديگرى ( از جمله لزوم تركب ماهيت و وجود در خارج و يا حد اقل قبول اصالت ماهيت « براى آنكه محلى باشد كه وجود بر آن عارض گردد » ( و اين هر دو خلاف معتقدات صوفيه است ) بر آن مترتب مىشود . صفحه ( 158 ) - اينست مذهب شيخ المشايخ ابن معين - چنينست در نسخ « ابن معين » به ميم و ظاهرا و به قرينه جمله بعد كه مىگويد « و اينست مذهب مشايخ مغرب . . . » كلمه « ابن معين » تصحيفى است از « ابن سبعين » صوفى و حكيم مشهور مغرب و از قائلين به وحدت وجود و صاحب طريقه خاص در تصوف و او عبارت است از : قطب الدين ابو محمد عبد الحق بن ابراهيم بن محمد بن نصر بن محمد بن سبعين الاشبيلى المرسى القروطى ( يا - زقوطى آنچنانكه در « شذرات الذهب » آمده - يا زقوطى آنچنانكه « يونينى » در ذيل « مرآة الزمان » آورده است ) متولد در حومه مرسيه اندلس به سال ششصد و سيزده يا ششصد و چهارده و متوفى ( به مرگ طبيعى يا انتحار بهوسيله رگ زدن خويش ) در مكه مكرمه در بيست و هشتم يا نهم شوال سال ششصد و شصت و هشت يا ششصد و شصت و نه كه عارفى متفلسف بوده و فرقه معروف به « سبعينيه » اتباع اويند گروهى از فقها او را بالحاد و زندقه متهم ساختهاند و برخى ديگر او را از چنين اتهاماتى مبرى مىشناسند . كتاب مهم او موسوم است به « ما لا بد للعارف » يا « بد العارف » كه نسخهء از آن در كتابخانه « برلين » و نسخهء در كتابخانه « جار الله - استانبول » موجود است براى اطلاع از شرح حال او رجوع فرمائيد به : فوات الوفيات ابن شاكر كتبى ج 1 ص 247 - شذرات الذهب ابن عماد حنبلى ج 5 ص 329 - لسان الميزان ابن حجر ج 3 ص 392 - طبقات شعرانى ج 1 ص 203 . از جمله تاليفات ديگر او رسالاتى است باسامى : اسرار الحكمة المشرقية رسالة النصيحة - و - الحروف الوضعية فى صورة الفلكية - و - « المسائل الصقلية » ( كه در پاسخ سؤالات فردريك دوم پادشاه نورماندى نوشته است ) - و - كتاب الاحاطة - و - السر المنير - و - الفقيريه مىباشد . مجموعهء از رسائل او اخيرا بطبع رسيده است .